شرف الدين محمد بن مسعود مسعودى بخارى

46

مجمع الاحكام ( فارسى )

ميان دو كتف تنگ « 1 » دارد و [ بر ] « 2 » شكم بيرون آمده ناهموار ، سر خرد و پيشانى تنگ ، سياهى چشمش بسيار بود ، ضعيف و نحيف است ، بسيار بيمار شود ، خاصه از جهت اعصاب و تباه شدن حس عضو و نقرس و بسيارى بلغم و گرو خارش و سبوسه « 3 » و صلع و برص و نزله . سرش ضعيف بود ، شهوانى است ، نكاح بسيار كند و فرزند بسيار دارد ، دليل مردمان عزيز و زاهدان و عابدان است . آخر برج دليل نابينايان « 4 » و كسانى است كه ديده‌هاشان بيرون كنند و دليل كشتىبانان است ، و جمله برج دليل انواع مرغان آبى و انواع ماهيان و ددگان آبى و مار و گژدم است ، و دليل آبهاى ايستاده و كهولها و درياهاى خرد « 5 » ، و دليل پنبه و شكر و سيب و شفتالوا و آلو و « 6 » زردآلوا و صندل و كافور و درخت‌بان و انواع ميوه‌هاى خوش‌بوى است . و نيمهء آخر او دليل درختانى است كه در درازى معتدل باشند ، و جملهء برج « 7 » دليل عبادتخانه‌ها و مجالس وعظ و مواضع گريستن و خزينه « 8 » هاست ، و دليل جمله جواهر آبى چون درّ و مرواريد و صدف و مرجان ، و دليل پاى برنجين زنان و كفش و نعلين و موزه [ و سر ] و « 9 » هرچه به پاى دركنند « 10 » و از شهرها دليل « 11 » طبرستان و شمال و گرگان و بخارا و سمرقند است و شركتى دارد در روم و قاقتلا تا به حدود شام و مصر و اسكندريه و درياى يمن و شرقى زمين هند .

--> ( 1 ) . م . در متن پهن نوشته شده است و خط زده و در حاشيه تنگ نوشته شده است . ( 2 ) . فقط در ح . ( 3 ) . ح و د . سبوشه . ( 4 ) . ح . ناسسامان . ( 5 ) . م . درياها . ( 6 ) . د . شفتالو و آلو و زردآلو . ( 7 ) . متون . بروج . ( 8 ) . ح . و م . حزينها . ( 9 ) . م . و و سر . ( 10 ) . م . كند . ( 11 ) . د . دليل بر .